سفارش تبلیغ
صبا ویژن
خود رأیی ات، تو را می لغزاند و در مهلکه ها سرنگون می سازد . [امام علی علیه السلام]
تحقیق در ادبیات و رویکرد های آن از عصر افلاطون تا روزگار ما
پیوندها

خیال انگیز و جان پرور چو بوی گل سراپائی    نداری غیر از این عیبی که می دانم که زیبائی

مه روشن میان اختران پنهان نمی ماند   میان شاخه های گل مشو پنهان که پیدائی


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط امین اله بخشی مشکول 04/1/27:: 4:21 عصر     |     () نظر

دفتر نشر وتولید آثار فرهنگی پروفسور امین اله بخشی مشکول ازچاپ کتابی با نام درقصر شعر فروغ فرخ زاد وپروین اعتصامی درآینده ای نه چندان دور خبر داد واز زبان امین اله بخشی مشکول نوشت:یکی از خجستگی های زندگی من این بوده است که از دهه نود به بعد تعدادی ازدانشجویان مقاطع ارشد ودکتری به صورت جدی به من مراجعه کردند واز من خواستند که درموضوعات مورد علاقه شان آنچه که درتوش وتوان دارم برای آنها بر طبق اخلاص وبنده نیز با همه بضاعت مزجاه به چنین مسئولیت خطیری گردن نهادم گرچه به سختی ها وسنگلاخ های این راه واقف بودم اما هرگز از این سختی ها نهراسیده دل به دریا زدم وبرای آنها که از من  موضوع می خواستند موضوع تعیین می کردم اما در تعیین موضوع نیز برای اینکه موضوع بکری باشد دقت و وسواس خاص نشان می دادم به دلیل اینکه می دانستم که چنین کار سترگی می تواند مقدمه برافراشتن کاخی باشد که از هیچ باد و باران گزند نیابد.البته در روزگاری که پرداختن به کارهای هنری  ونوشتن و صفحات را شب و روز سیاه کردن کاری عبث می نمود و کار من نیز بی شباهت به قمارباز عاشقانه نبود که همه هستی خود را باخته و تنها یک هوس قمار دیگر در سر او باقی مانده باشد. خوب درچنین وضع بحرانی که همه به فکر پول وپله اند وقیمت اجناس به صورت تصاعدی بالا می رود این شندرغازی هم که با نام حقوق دریافت می کنیم نمی تواند پاسخگوی حتی یک چهارم نیازمندی های ما باشد چگونه می توان عائله را آرام کرد ونیک واضح درچنین اوضاع و احوالی  که از هر طرف سنگ فتنه می بارد اولین کسانی که قربانی این راه می شوند زن وبچه هستند که باید به همه سختی های زندگی عادت کنند وتحمل کنند.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط امین اله بخشی مشکول 04/1/20:: 8:58 صبح     |     () نظر
  • دفتر نشر وتولید آثار فرهنگی امین اله بخشی مشکول حلول سال جدید را به هم وطنان عزیز تبریک گفت وبرای همگان امنیت و رفاه و شادمانی آرزو کرد.امین اله بخشی مشکول درپیام نوروزی خود برای هم وطنان خود وبرای ایرانیان مقیم خارج از کشور نوشت

نوروز امسال را که مصادف شده است با ماه مبارک رمضان وماه بهار دلها به همه مخاطبان خود شادباش می گویم وبرای همگان آرزوی بهروزی و رفاه وآسایش آرزو می کنم.امین اله بخشی مشکول با توجه به چالشهای جدید دولت ها از آینده جهان ابراز نگرانی کردو افزود درحال حاضر جهان برپایه حکم تنازع بقا پیش می رود وتولید سلاح های کشنده ومرگ بار به وجه انبوه برای نسل کشی

دلیل واضحی برای همین موضوع است حال آنکه اگر انسان پایبند قانون اخلاق باشدمی تواند زندگی بسیار مسالمت آمیز  وبهتر از آنچه که هست داشته باشد چون چنین است لذا حکما و دانشمندان همواره از وضع موجود ناخرسند بوده وبرای بهبود اوضاع به موعود گرایی متوسل شده اند اینکه در آینده ای ولو نامعلوم یک منجی ظهور خواهد کرد و انسان را به سوی صلح و دوستی رهبری خواهد کرد.و از دولت ها خواست که رویکرد های فرهنگی را جایگزین رویکردهای نظامی کنند.چرا که بشریت درحال حاضر بیش از هرچیز به صلح پایدار نیازمند است نه به جنگ وجنگ بارگی.امین اله بخشی مشکول از سازمانهای جهانی حقوق بشر وسازمان یونسکو وعموم دانشمندان جهان تقاضاکرد #وضع کنند با عنوان#نه به منظور جنگ.و به منظور تثبیت پایه های صلح پایدار درسال جدید به ترویج و توسعه این هشتگ بپردازند.پروفسور امین اله بخشی مشکول برای بیمه های اجتماعی و همگانی نیز  پیامی داشت واز آنان خواست که معیشت ،آسایش،بهداشت ورفاه مردم را  در اولویت قرار دهند.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط امین اله بخشی مشکول 04/1/3:: 11:29 صبح     |     () نظر

من در سالهای کودکی که تازه به خواندن آغاز کرده بودم،دردل یک روستای کویری،که با یک زمستان سختی نیز مواجه بود،کتابی به دستم افتاد با قطع رقعی که پر از حرارت بود وسوزندگی که به من گرما می بخشیدو وجود مرا پر از نور وعشق می کرد. با خواندن این کتاب بی تاب می شدم،وبه عروج روحانی دست می زدم وبا ملائک همسفر می شدم.به راستی این کتاب از کجا به دستم رسیده بود نمی دانم.اما همان مقدار به یادم است که از آموزگار خود خواسته بودم که یک کتاب خوبی به من معرفی کند واوکتاب روح بشر را به من معرفی کرد که گویا مؤلف روح بشر کتاب دیگری نیز داشته که پس از معرفی آن کتاب توسط آموزگارم که به کتاب دیگری از همان مؤلف دست یافته ام که در اولین صفحه آن کتاب چنین عبارتی به چشم می خورده:

آن خطاط سه گونه خط نوشتی:

یکی او خواندی،لا غیر؛

یکی را،هم او خواندی هم غیر!

یکی،نه او خواندی،نه غیر

آن خط سوم منم ! 

داستان شمس و مولانا  وعشق این دو به همدیگر از شگفت انگیز ترین داستانها در ادبیات جهان است.کسانی که با این داستان آشنایند،می دانند که پیش از اینکه آفتاب شمس بر مولوی تابیدن گیرد ومولوی به حلقه ارادتمندان شمس در آید به تدریس فقه و فلسفه وقرآن اشتغال داشته است.و شمس الحق والدین ،محمد ابن علی ابن ملکداد ....تبریزی...که درشهر تبریز پیران طریقت اورا کامل تبریزی می خواندند و جماعت مسافران صاحب دل ،به جهت طی زمینی که داشته،پرنده نامش می نهادند که پس از سالها جستجو به خدمت چندین اکابر معنی وصورترسیده،نظیر عظمت خود نیافت ودرطلب اکملی سفری شد و به تعبیر افلاکی بامداد شنبه بیست و ششم جمادی الاخر سنه 642هجری قمری،29نوامبر1244میلادی درقونیه در خان شکرریزان فرود آمد وحضرت مولانا درآن زمان به تدریس علوم دینی مشغول بود....که از قضا درهمین موقع دیداری بین آن دو اتفاق افتاد که به روایت افلاکی سه ماه تمام درحجره خلوت نشستند واصلا بیرون نیامدند و متعاقب آن دیدار به کلی حضرت مولانا از تدریس وتذکیر فارغ گشته به تقدیس قدیس اعظم (شمس)مشغول شد.وتمام علما و بزرگان قونیه شورشی عظیم برپا کردند که:این چه حال است؟واین شخص،چه کس است؟وکیست که مولوی را از دوستان قدیم...بریده بخود مشغول کرد.؟

ودر این حیرانی ،عالمیان می سوختند.وبه انواع ،ترهات وناگفتنی ها می گفتند.وباری مریدان را هیچ معلوم نشده او چه کس است؟!

سلطان العارفین چلبی از حضرت سلطان ولد روایت کردکه:روزی مولانا شمس الدین ،بطریق امتحان...از حضرت والدم(مولوی),شاهدی التماس کرد.پدرم،حرم(همسر)خود کراخاتون را که درجمال وکمال جمیله زمان وساره ثانی بود ودر عفت وعصمت ،مریم عهد خود،دست برگرفته درمیان آورد.

شمس فرمود که:

او خواهر جان من است،نمی باید.بلکه ناز نازنین شاهد پسری می خواهم که به من خدمتی کند! مولانا فی الحال،فرزند خود سلطان ولد را که یوسف یوسفیان بود،پیش آورد و گفت:

امید است که بخدمت وکفش گردانی شما لایق باشد.شمس فرمود که:

او،فرزند دلبند من است!حالیا،قدری اگر صهبا دست دادی،اوقات(بعضی وقت ها)به جای آب،استعمال می کردم که مرا از آن ناگزیر است!

همانا که حضرت پدرم،بنفسه بیرون آمده،دیدم که سبوئی از محله جهودان پر کرده و بیاورد ودرنظر او بنهاد.دیدم که مولانا شمش الدین ،فریادی بر آورد وجامه ها،بر خود چاک زده سر در قدم پدر نهاد و...فرمود که:من غایت حلم مولانا را امتحان کردم

افلاکی می نویسد:شمس اول بار به حضرت مولانا در دمشق....در میدان شهر  مصادف شد و آن زمان مولانا به تحصیل علوم مشغول بود.باری بعضی اکابر بینا ،مولانا شمس الدین راسیف اله می گفتند از آن جهت که از هرکه رنجشی پیدا می کرد،یا اورا کشتی ویا مجروح روح کردی.از شگفتی های دیگر شمس اینکه گفته آمد،به یک روز از قیصریه به آقسرا رسیده در مسجدی مسافر شد.بعد از نماز خفتن،مؤذن مسجد به جد گرفت که:

از مزگت(مسجد)بیرون آی وبجائی مهمان شو!شمس گفت 

مرد غریبم،معذور دار،طمع چیزی ندارم.بگذار مرا تا بیاسایم.!

مؤذن ...از غایت بی ادبی وچشم بستگی،سفاهت عظیم کرده،بس جفا نمود.

شمس فرمود که

زبانت بیاماساد

فیالحال،زبانش بر آماسید و مولانا شمس الدین بیرون آمد وبسوی قونیه روانه شد.افلاکی درمناقب العارفین می نویسد:

روز پنجشنبه بیست و یکم ماه سوال (سال642ه/1244م)...شمس الدین غیبت نمود.قرب ماهی،طلب او کردند.اثری پیدا نشد که

چه شد و به کجا رفت

وهیچکس را معلوم نبود که او:

چه کس است؟!

واز کجاست؟!

وبه تعبیر فخر الدینی مزارعی،شاعر معاصر

ندانی که ارباب معنی چه اند.       بزرگان جانند وچون بچه اند

زدریای آزادگی،خورده قوت.         فروخفته فریادشان در سکوت

عقابند و؛بنشسته بر تیغ کوه،.    به معنا:-بزرگی/به صورت:-شکوه

بگیرد از ایشان جهان جان نو.     که در اوج کفرند زایمان نو!

نه دریا ـکه بیرون ز جذر ومدند.   جهانی ،در آن سوی نیک و،بدند

عیان دیده نادیده راچشمشان.       بیرزد به صد آشتی خشمشان

به یک لحظه هم شادی وهم غمند.  شگفتا که هم زخم وهم مرهمند!

ورای کتب ،گفته نغزشان.              کتب خانه خاک در مغزشان!

چو در یتیم اند،اندر لفاف.          چو آب حیاتند وعنقای قاف

نه چون گاو وخر بر زمین می چرند.  که خود بر فراز زمان می پرند

نگنجند،مرمردمان را به فهم.      نیابند چون بی نهایت به وهم

افق تا افق موم دردستشان.        سپهر سخن زیر انگشتشان

غریبان خاکند و افلاکی اند.     خداوند ودرهیئتی خاکیند

چو حلاج،زی دار افراخته.       بیایند و می‌رند نشناخته

چو زیشان تهی گشت،کاشانه شان.  بپیچد در آفاق افسانه شان

جهانی!زمخلوق و،خالق،گم اند،.     عزیز من ایشان خط سومند.

 

 

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط امین اله بخشی مشکول 03/12/27:: 5:31 صبح     |     () نظر

دفتر نشر وتولید آثار فرهنگی پروفسور امین اله بخشی مشکول از تمهید مقدمات چاپ اثر دیگر با عنوان درشهر شعر بیدل وشهریار تبریزی خبر داد.واز زبان امین اله بخشی مشکول نوشت شهر شعر بیدل وشهریار نیز چون پژوهش های دیگر من محصول دورانی است که دانشجویان مقاطع ارشد ودکتری مصرانه از من خواستند که آنچه در توش وتوان دارم بر طبق اخلاص نهم وواز آنان دریغ نکنم.بنده نیز با همه بضاعت مزجاه دعوت آنان را پذیرفتم وبه دامنه مطالعات وپژوهش های خود افزودم.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط امین اله بخشی مشکول 03/11/20:: 6:27 عصر     |     () نظر
   1   2   3   4   5   >>   >