سفارش تبلیغ
صبا ویژن
هرگاه خداوند متعال، بنده ای را دوست بدارد، نقطه ای سپید در قلبش پدید می آورد، گوش های قلبش را می گشاید و فرشته ای بر او می گمارد، تا بر راه راستْ استوارش دارد . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
تحقیق در ادبیات و رویکرد های آن از عصر افلاطون تا روزگار ما
پیوندها

نخستین آشنایی من با دکتر شفیعی کدکنی با شنیدن شعری اززبان معلم تاریخم آغاز شد :بخوان بنام گل سرخ، در صحاری شب،

که باغ ها همه بیدار وبارور گردند،

بخوان دوباره بخوان 

تا کبوتران سپید 

به آشیانه خونین دوباره برگردند 

بخوان بنام گل سرخ 

دررواق سکوت،

که موج واوج طنینش زدشت ها گذرد 

پیام روشن باران، 

زبام نیلی شب، 

که رهگذارنسیمش به هر کرانه رود.

زخشکسال چه ترسی ،

که سد بسی بستند؛

نه در برابر آب،

که در برابر نور 

ودربرابر آواز و در برابر شور،

در این زمانه عسرت ،

به شاعران زمان برگ رخصتی دادند

که از معاشقه سرو وقمری ولاله

سرود ها بسرایند

ژرف تر از خواب ،

زلالتر از آب،

تو خامشی،

که بخواند؟

تو می روی ،

که بماند؟

که بر نهالک بی برگ ما ترانه بخواند

از این گریوه به دور

در آن کرانه ببین

بهار آمده ،

از سیم خاردار گذشته.

حریق شعله گوگردی بنفشه ،چه زیباست!

هزار آینه جاری است

هزارآینه

اینک به همسرایی قلب تو می تپد با شوق

زمین تهی است زرندان،

همین تویی تنها!

بخوان بنام گل سرخ وعاشقانه بخوان

حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی.

اگرچه موهبت حضور در کلاس های ایشان را نداشته ام،اما بسیاری از تحقیقات و پژوهش های خود را مدیون آثار پر بار وگرانسنگ استاد شفیعی کدکنی می دانم.مخصوصا هنگامی که در دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی درس می خواندم ومی  دیدم که استاد دکتر شمیسا یکی از منابع دروس سبک شناسی وبیان را صور خیال دکتر شفیعی کدکنی معرفی می کرد شوق من به تهیه کتابهای دکتر شفیعی کدکنی بیشتر می شد.ووقتی می دیدم که استادم شمیسا در نوشته هایش با امانتداری علمی مخصوص به آثار دکتر شفیعی کدکنی ارجاع می دهد این شوق مراجعه به آثار دکتر شفیعی بیشتر  ,وبیشترمی شد و گاهی برای اینکه به روش تحقیق مسلط شوم باید برای یافتن اصل سخن که مورد استفاده قرار گرفته است به اصل منبع مراجعه می کردم.وهمین جستن ها ویافتن ها شم پژوهشگری مرا تقویت می کرد.این شیوه را در مورد چند تن از پژوهشگران سترگ حتی در مورد مرحوم دکتر زرین کوب به کار می بستم چون سحر قلم آنان مرا از خود بیخود می کرد ومایه شگفتی ام می شد .مثلا برای ردیابی نوشته های زرین کوب درباره زندگانی مولوی وشمس تبریزی به کتاب هایی مانند مناقب العارفین افلاکی ویا به زندگینامه مولوی  به قلم فریدون سپهسالار که از زندگینامه نویسان نزدیک به روز گار مولوی بود مراجعه می کردم.ووقتی می دیدم که زرین کوب با چه ظرافتی لب مضامین را از آنان وام گرفته است انگشت حیرت می گزیدم وغرق در هنرنمایی های زرین کوب می شدم ودر برابر هنر او تعظیم می کردم که حد همین است سخندانی وزیبایی را.وبه راستی که به قول ناصر خسرو:

شکار شیر گوزن است وآن یوز آهو           ومرد بخرد را علم وحکمت است شکار

اما درباره شفیعی کدکنی وشعری که از او خوانده شد باید بگویم که :

شفیعی کدکنی که در اشعارش م.سرشک تخلص می کند ؛از شاعران آگاه روزگار ماست که  با سرودن مجموعه زمرمه ها(1344)کار شاعری خود را آغاز کرد که نمونه مذکور نمودار قدرت وآگاهی او از شعر کلاسیک فارسی است وبه خصوص توانایی او در غزلسرایی را نشان می دهد .اما شفیعی کدکنی به دلیل آگاهی ها از روند جریان های شعری نمی تواند به سرودن اشعار در قوالب سنتی وکلاسیک بسنده کند وبه همین دلیل زود قالب وبیان سنتی را رها وبه سوی تکمیل قالب نیمایی روی می آورد.ودر واقع شفیعی کدکنی در مجوعه زمزمه ها که نخستین غزلسرایی های اوست تقریبا با غزل عاشقانه وداع می کند و به سرودن اشعاری از نوع اجتماعی وحماسی روی می آورد.شفیعی کدکنی خود در این باره چنین سخنی دارد:«اینکه چرا به چاپ این دفتر پرداختم،گرجه اجباری به گفتن واز طرفی دانستن آن نیست،اما اندیشه ای که برای خودم حاصل شده و شاید هم چنین باشد که احساس می کنم چندی است،در مسیر دیگری هستم وحتّی تغنیّ عاشقانه ام نیز در قالب وفضایی دیگر است.برای همین است که اینها را در این دفتر چاپ می کنم که بتوانم با فاصله گرفتن از این فضا واندیشه ها راه اصلی ام را بپیمایم...»(حمید زرین کوب،چشم انداز شعر نو،تهران،توس،1358،صص:216-248)این راه اصلی که شفیعی از آن سخن می گوید ودر فکر پیمودن آن است در واقع به نوعی پیوستن به شعر نیماعی است با زبان وبیانی جدید که خود به آن آگاهی دارد ومجموعه شبخوانی (1344)سر آغاز آن راه اصلی است واز زبان برگ آغاز جدی تر آن راه.

 

 

 

 

 

 

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط امین اله بخشی مشکول 01/12/5:: 11:48 صبح     |     () نظر

دفتر نشر وتولید آثار فرهنگی امین اله بخشی مشکول گزارش داد امین اله بخشی مشکول دانش آموخته دانشگاه های علامه طباطبایی تهران ودانشگاه قم جهت شرکت درچهاردهمین کنفرانس بین المللی زبان،ادبیات،فرهنگ وتاریخ مقاله ای را جهت داوری در کمیته علمی وفرهنگی دانشکده ادبیات ابن سینای گرجستان ارائه نمود که پس از بررسی  مورد پذیرش نهائی قرار گرفت .این مقاله که به رمز شناسی رنگ در هفت پیکر نظامی با تأکید بر روانشناسی ماکس لوشر نوشته شده است پس از پایان کنفرانس  در ژورنالهای خارجی وبرخی مجلات تخصصی ایرانی به چاپ خواهد رسید.همکار دیگر این مقاله ثریا آزربرا دانشجوی دوره دکتری زبان وادبیات فارسی است.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط امین اله بخشی مشکول 01/11/30:: 11:57 صبح     |     () نظر

امشب باز هم از آن شبهایی بود که فعالیت علمی زیادی داشتم.یعنی بسیاری از شب را به بیداری گذرانده بودم.برخی از آثار ویادداشت هایم را ویرایش کرده وسامان می دادم .به علت کار زیاد وخستگی مفرط که هرگز احساس نمی کردم چون عشق به کار دارم  وتعهد نسبت به مردمم ودر واقع همین چیز هاست که مرا زنده وسر پا نگه می دارد.ناگهان دلم عذا خواست وچایی .به طرف آشپز خانه رفتم وزیر کتری وقوری را روشن کردم وبرنجی که از دیشب در قابلمه مانده است کمی برای خوردن گرم می کنم .اما  مگر غم این خفته چند می گذارد که من زندگی معمولی وطبیعی داشته باشم.نابه سامانی های اجتماع که هرروز بیشتر می شود.مشکلات جوانان وکودکان وبی مبالاتی نسبت به تربیت وتعلیم آنها،کمبودی که برای خوراک وپوشاک وتحصیلات آنها وجود دارد نه تنها دل من بلکه هر انسان مسئول و متعهد را به درد می آورد.در همین اندیشه ها بودم که بحث انتظار به خاطرم خطور کرد.واندکی مرا آرام کرد.وبی اختیار این شعر حافظ را که ترجمان حال همه است با خود زمزمه می کردم :

                               ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی          دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی

                               دایم گل این بستان شاداب نمی ماند    دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

                              دیشب گله زلفش باباد همی گفتم        گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی

                            صد باد صبا اینجا با سلسله می رقصند     این است حرف ای دل تا باد نپیمایی

                          مشتاقی ومهجوری دور از تو چنانم کرد       کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی

                    یارب به که شاید گفت این نکته که در عالم        رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جائی

                    ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست       شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی

                  ای درد توام درمان در بستر ناکامی                    وی یاد توام مونس در گوشه تنهایی

                  دردایره قسمت ما نقطه تسلیمیم                    لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی

                 فکر خود ورای خود در عالم رندی نیست             کفر است در این مذهب خود بینی وخود رایی

               زین دایره مینا خونین جگرم می ده                      تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط امین اله بخشی مشکول 01/11/25:: 6:59 صبح     |     () نظر

در بسیاری از شاهکار های ادبی انوشیروان به عادل بودن نامبردار گشته اما در کتب تاریخی مطالبی یافت می شود که عادل بودن انوشیروان را نقض می کند .در این نوشته بر آنیم تا بر گفته های سند آوریم.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط امین اله بخشی مشکول 01/11/23:: 8:12 عصر     |     () نظر

از سالتها پیش احساس می کردم که ادبیات ایران نیاز به آسیب شناسی دارد یعنی در این زمینه می توان کتاب پر حجمی پرداخت ومن در همان سالها که مقارن بود با دوره دانشجویی من در مقطع کارشناسی ارشد به صفحات سررسید  جیبی خود که همیشه آن را با خود داشتم؛ مطالبی را فهرست وار یادداشت کرده بودم که هنوز به صورت جدی نوشتن چنین کتابی را شروع نکرده ام .با توجه به اینکه بیم از بین رفتن این سررسید وجود دارد وهنوز تحمل درد فقدان برخی از نوشته هایم  را فراموش نکرده ام که شایسته دیدم آن فهرست ها رایادداشت نمایم که امید وارم با توجه به اهمیت این موضوع تألیف این کتاب را هرچه سریعتر از سر بگیرم.یادداشت ها که در واقع می توان گفت طرح مهندسی یک کتاب برای آسیب شناسی ادبیات ایران است به صورت فهرست وار به شرح زیر است:

1-نگاهی به گذشته (پیشینه ادبیات فارسی در ایران پیش از اسلام شامل خط وکتابت وآثار باز مانده یا ازبین رفته)

2- وضع ادبیات فارسی همزمان با ورود اسلام به ایران وشکست ایرانیان از تازیان(دوقرن سکوت)

3-تکوین زبان وادبیات فارسی

4-دلایل پذیرش اسلام از سوی ایرانیان وتوجه بیش از حد به زبان عربی

5-نهضت شعوبیگری  ومقاومت های ملی (توجه به هویت ملی)

6-نخستین گویندگان نثر وشعر فارسی

7-تکوین حماسه ملی وشاهنامه فردوسی

8-خواردشت فردوسی توسط محمود غزنوی

9-پاسخ فردوسی به محمود غزنوی

10-نقش شاعران مداح پیشه در ترویج دربارها

11-اشاره ای به راویان 

12-گوسانان وحراره ها

13-از بین رفتن کتابها وکتابخانه های سلطنتی


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط امین اله بخشی مشکول 01/11/16:: 6:5 عصر     |     () نظر
<   <<   16   17   18   19   20   >>   >