سفارش تبلیغ
صبا ویژن
حسادت و تملّق روا نیست، جز در جستجوی دانش . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
تحقیق در ادبیات و رویکرد های آن از عصر افلاطون تا روزگار ما
پیوندها

آشنایی من با اقبال لاهوری متفکر،فیلسوف،شاعر،آزادیخواه ودانشمند اهل پاکستان نیز محصول دورانی است که در دوره راهنمایی یعنی حدود سال 1357 به بعد بر می گردد.ودر این دوران پر تپش وپر تنش روز های انقلاب ایران بود که با آثار زنده یاد دکتر علی شریعتی آشنا شده وبه وجه جنون آسایی آثار ایشان را مطالعه می کردم.شریعتی از نویسندگان وروشنفکرانی است که درباره اقبال لاهوری وآثار او کتابهای ارزشمندی نوشته بود ودرشناخت وشناساندن او به دنیا حق عظیمی بر مردم شبه قاره دارد.ما واقبال واقبال معمار تجدید بنای تفکر اسلامی از جمله این کتابها درشناخت اقبال بود که توسط شریعتی به نگارش در آمده بود.من در همین ایام با اقبال مختصر آشنایی پیدا کردم وشاید می توانم بگویم یکی دیگر از محبوب ترین کتابهای بالینی کتاب ما واقبال بود.شریعتی با استعداد خدادادی ومعجز آسای خود تمام ویژگی های علمی ،اخلاقی  واجتماعی  ونقش اورا در بیداری مشرق زمین به نحو زیبایی ارائه نموده بود.بعد ها که من درکنکور سراسری پذیرفته شدم  وبه داشکده ادبیات وعلوم انسانی علامه طباطبایی راه یافتم البته که شوق آموختن وجستجو گریم در عرصه آموزشی وپژوهشی  بیشتر وبیشتر گردید.ویکی از بختیاری های من در آن دوران  تحصیلم این بود که سعی داشتم در بزرگداشت ها شرکت نمایم واز قضا یکی از این بزرگداشت ها ،بزرگداشت علامه اقبال لاهوری در دانشگاه تهران بود که این سعادت را داشتم که در بزرگداشت علامه اقبال شرکت نمایم  واین اتفاق برای من در آن روز پر میمنت بود وبهجت افزا.اتفاقا در این جلسه دکتر جاوید اقبال فرزند اقبال نیز حضور داشت.شخصیت های بزرگی در آنجا حضور داشتند.دوتن از اساتید بنده که بعد ها در دانشکده علامه افتخار حضور در کلاس آنها را داشتم مرحوم دکتر اسماعیل حاکمی والا ودکتر علی شیخ الاسلامی نیز در آنجا حضور داشتند.البته اسلامی ندوشن نیز درشناساندن اقبال مخصوصا درزمینه اشعار او همت فراوانی از خود نشان داده بود وکتابی را که با عنوان دیدن دگر آموز وشنیدن دگر آموز گزیده ای بود از کلیات اشعار فارسی اقبال که آن روزها نشر نموده بود.اتفاقا امروز که به کتابخانه خود که مراجعه کردم دیدم که مجموعه مقالات آن کنگره جهانی بزرگداشت علامه اقبال لاهوری تحت عنوان در شناخت اقبال  به همت دکتر غلامرضا ستوده جامه طبع پوشده است. به هر تقدیر اقبال از متفکران واندیشمندان صاحب نام روزگار ماست که از شرق واز قله های سر به فلک افراشته هیمالیا درشمال غربی پنجاب،در خانواده نور محمد،درسال 1298ه پا به عرصه وجود گذاشت.استعداد  محمد اقبال در همان نخستین دوران زندگی در مدرسه کوچک سیالکوت بروز کرد.ونخستین کسی که متوجه استعداد فروزان او شد کسی نبود جز استادش«سید میرحسن».البته پدر اقبال که مردی متدین بود می خواست که فرزندش تنها دردروس مذهبی ادامه تحصیل دهد اما میر سید حسین پدر اقبال اورا قانع کرد تا اقبال زبان انگلیسی بیاموزد وبه آموختن علوم جدید اقبال نشان دهد.شگفت اینکه اقبال از همان روزهای ابتدایی قریحه ای برای سرودن اشعار از خود نشان می داد.ولی همه وبخصوص استادش اورا از شعر گفتن منع می کردند اما این نصایح ومنع کردن ها هرگز در دل اقبال جوان کارگر نمی افتاد واورا از گفتن شعر منع نمی کرد.وسرودن شعر در واقع همانند آتشفشانی بود که در وجود او زبانه می کشید تا فورانی از آتش نهفته دردرون اورا آشکار کند.

               نعره زد عشق که خونین جگری پیدا شد                حسن لرزید که صاحب نظری پیدا شد

                                                                                                                    اقبال لاهوری

به هر حال استعداد سرشار اقبال در شاعری نیز گل کرد وبروز وظهور پیدا کرد.وتحصیلات خود را ادامه داد  وبه زودی وبه سرعت باد وبرق آسا دوره کالج(=دبیرستان)را پشت سرگذاشت. ووارد دانشکده دولتی لاهور گردیدودر همه دروس به ویژه در فلسفه ذکاوت وهوشمندی چشمگیری از خود نشان داد طوری که در دوره فوق لیسانس دردانشگاه پنجاب رتبه اول را حائز گردید.ودردرس عربی نیز شایستگی خوبی از خود نشان دادوبه احراز رتبه بسیار عالی مفتخر گردید.سرانجام اقبال به استادی فلسفه وزبان انگلیسی در دانشکده دولتی لاهور اشتغال ورزید . پدرپیر وفرسوده اقبال ،نورمحمد،هنگامی که محمد در انجمن حمایت اسلام شعر می خواندومردم را سخت تحت تأثیر قرار می داد وشنوندگان بر او گل نثار می کردند،با چشمان اشکبار،اشک شوق می ریخت ولذت می برد.واین آرزویی بود که برای پدر اقبال برآورده شده بود.مگر نه این است که هر پدری دوست دارد وآرزو می که موفقیت های فرزندانش را ببیند .باری اقبال در دوره های بعد تحصیلات عالیه را درکمبریج ودر مونیخ به پایان آورد.وچون در قضا وحقوق نیز اقبال تحصیلات گسترده ای داشت چند گاهی وکالت دادگستری راپذیرفت زیرا نمی خواست به استخدام دولت در آید بلکه می خواست شغلی آزاد داشته باشد،تا آزادی خود را ملاحظات سیاسی نکند.وهرچه در دل دارد بگوید وهرچه می خواهد بنویسد.

اما هنگامی که دولت انگلیس شروطی که اقبال کرده بود را پذیرفت به اقبال لاهوری لقب«سرSir»اعطا کرد؛البته بسیاری بدگمان شدند وتصور کردند که دولت انگلیس اقبال را تطمیع کرده است.اما اقبال در نامه ای به یکی از دوستان خود نوشت:«ودیگر آن خطری است که دلهای شما از آن هراسان است،سوگند به خدای ذوالجلال که جان وآبروی من همه در تصرف اوست وسوگند به پیغمبر خدا که در سایه رحمت او به خدا ایمان دارم وخودم را مسلمان می خوانم،هیچ نیرویی نمی تواندقدرت حقیقت گویی مرا سلب نماید».البته اقبال این ستیزه گری خود با غرب را درعمل نشان داده بود.ولیکن از این ابا نداشت   که حکمت وودانش را از غربیان بگیرد.باری وحدت جهان اسلام وشرق  یکی از موضوعات اصلی واساسی شعر وتفکر علامه اقبال بود.چرا که به نظر این شاعر ومتفکر بزرگ مسلمانان یک ملتند وباید ید واحده داشته باشند.اما اینکه چرا اقبال سر ستیز دارد وبا می ستیزد ویا چه مکانیسم یا چه مکانیسم هایی باعث شده است  که اقبال با غرب بستیزد موضوعی است که نمی توان به این سادگی وشتابزدگی به آن پاسخ گفت ولذا نیاز به تأمل بیشتر دارد.اما برای پاسخ دادن به این سؤال وپیدا کردن رنج های درونی اقبال لازم است که اطلس جغرافیایی حوزه های شرق ومسلمان رابگشائیم وپیش چشم داشته باشیم.تا بدانیم وآگاه گردیم که در عصر اقبال ودربین سالهای 1918-1980بر کشورهای مسلمان چه می گذشته است.نتیجه چنان مطالعه چنین اطلاعاتی را در اختیار خواننده قرار می دهد:

افغانستان:درگیر با سربازان وچکمه پوشان انگلیس

الجزایر :در اشغال فرانسه

اندونزی:در اشغال هند

ایران:قسمت شمال آن تحت نفوذ روس وقسمت جنوبی منطقه نفوذ انگلیس

تونس :تحت حمایت فرانسه

سوریه:در تصرف فرانسه

سرزمین:اسما تحت حکومت عثمانی ورسما در اشغال نیروهای انگلیسی

لبنان:در اشغال فرانسه

لیبی:در اشغال ایتالیا

مالی:تحت حمایت فرانسه

مغرب:در اشغال فرانسه واسپانیا

موریتانی:تحت الحمایه فرانسه

شبه قاره هند:جزئی از امپراطوری بزرگ بریتانیا

خوب در چنین دنیایی که :

اهل ایمان خفتگان بودند وخام         ظلم وظلمت سایه گستر برتمام

زخم صد نامردمی بر جان وتن        پر زاغیار وتهی از خویشتن

تلخکامان از ستمکاران دهر           خسروان افتاده در زندان دهر

پیش دریاها نشسته خشک لب      وزدرون تبت یدا گویان وتب

رهزنان کفر کیش زشتخو               آدمی خواران مست زشترو

دشمن بیرون ودزد خانگی             پنجه در فرهنگ ودر فرزانگی

اقبال به عنوان بیدارگر شرق وکسی که از ستم استعمارگران واستثمارگران آتش ها به جان داشت وزخم ها در سینه؛ حق داشت که بخروشد:

کای زخود پوشیده خود را باز یاب     در مسلمانی حرام است این حجاب

مسلم وبازیچه بازیگران                بنده یزدان وبند دیگران؟

هین خروش آرید خاموشی بس است    خود فروشی ،خود فراموشی بس است


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط امین اله بخشی مشکول 01/12/27:: 11:26 صبح     |     () نظر

امین اله بخشی مشکول از جهان متن سخن می گوید.یکی از انقلاب های فکری ومتن پژوهی که در عرصه ادبیات فارسی به وقوع پیوست انتشار کتابی بود با عنوان ساختار وتأویل متن ؛نوشته بابک احمدی.که در آن دو هدف اصلی را دنبال می کند:هدف نخست معرفی وشناساندن سه نحله وروش  در آیین جدید نقد ونظریه ادبی  یعنی :ساختار گرایی ،شالوده شکنی وهرمنوتیک وهدف دوم:اثبات این نکته که  که آن سه آیین گرچه جدا از تمایزها  وناهماهنگی های بسیارشان،سرانجام به همدیگر نزدیک شده اند ؛اما هنوز سخنان ناگفته فراوانی پیرامون همان نحله ها ممکن است وجود داشته باشد.اصولا علم همین است .یک گفتار که می تواند گفتارهای دیگری را به دنبال داشته باشد.به قول مولانا جلال الدین:

                   این سخن شیر است در پستان جان               بی کشنده خوش نمی گردد روان


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط امین اله بخشی مشکول 01/12/26:: 10:26 صبح     |     () نظر

امین اله بخشی مشکول یکی از مغز های متفکر جهان شرق وکسی که رساله تحصیلی خود را در مکاتب پسامدرنیستی  به پایان آورده است  در جستجوی بشریتی بی نقاب است و از فرهنگها وتمدن های روبه زوال سخن می گوید.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط امین اله بخشی مشکول 01/12/25:: 10:6 صبح     |     () نظر

نخستین آشنایی من با سارتر با خواندن اثری از دکتر شریعتی شروع شد.شعر چیست؟در آن زمان که انقلاب بهمن 57 با سقوط سلطنت به پیروزی رسید وطومار 2500ساله شاهنشاهی در هم نوردیده شد کتابهای دکتر علی شریعتی در قالب جزوه هایی کوچک به خیابان وبه مساجد راه یافت.کتابخانه های کوچک مساجد پر از آثار شریعتی ودیگر نویسندگان مردمی ومبارز گردید.در آن زمان به سبب حال وهوای آن روز ها برخی از دروس ادبیات فارسی را نوشته های علی شریعتی ومطهری وفانون ،آن انقلابی الجزایری تشکیل می داد.من در این دوران دانش آموز دبیرستانی بودم وچنان در مطالعه آثار نویسندگانی از این دست غرق در مطالعه بودم که سر از پا نمی شناختم.به جرأت می توانم بگویم که سواد ومطالعات آن روز من از یک دانشجوی دکتری امروز بیشتر بود.تمام آثار شریعتی ومطهری  وبسیاری از نویسندگان دیگر  را غیر از کتابهای درسی ام مورد مطالعه قرار می دادم.جامعه شناسی ادیان واسلام شناسی ومذهب علیه مذهب و خود آگاهی واستحمار وعرفان ،برابری وآزادی  وانسان ومکتب های مغرب زمین وانسان واسلام ومارکسیسم وتاریخ تمدن دکتر علی شریعتی از محبوبترین منابع مطالعاتی من تلقی می شد.بسیاری از مقالات صبحگاهی  ویا مراسم خاص را که تهیه آنها غالبا به عهده اینجانب بود با توجه به آثار شریعتی تهیه وتنظیم می کردم.به هر تقدیر یکی از مکاتبی که در آن زمان مرا تحت تأثیر قرار داد مکتب اگزیستانسیالیسم بود  که بحث اصلی واساسی آن اصالت وجود بود.که انسان واصالت وجود یکی از عنوان های کتاب ژان پل سارتر نیز هست.سارتر آخرین فیلسوفی است  که درباره ادبیات نیز سخنان دلربا وهوشربائی دارد وهمه آن سخنان را تحت عنوان ادبیات چیست منتشر نموده است.البته نیک گفتنی است که آثار ادبی سارتر ،در خدمت فلسفه او،اصالت وجود(اگزیستانسیالیسم)قرار دارد .وبرای فهم آثار او باید با فلسفه او آشنا شد.پیداست که آگاهی همه جانبه بر همه شاخه های فلسفه اصالت وجود ،این زاده شگفت قرن پر هیاهو کار دشواری است.دلیل اول اینکه این فلسفه پر هیاهو بر تضاد ها وتناقض هاوغرابت ها وابهام ها بنا گردیده،وبه همین سبب درک نوشته های آفرینندگان آن،به ویژه نوشته های فلسفی سارتر حتی برای کسانی که خود در جهان فلسفه نظری دارند نیز دشوار است.اما اینکه این اصالت وجود فلسفه است یا نه خود بحث دیگری است .ولیکن از آنجا که فلسفه اصالت وجود بیش از هرچیز متوجه انسان ومسائل مربوط به اوست ،انسانی در قرن بیستم سرنوشت رقت باری داشته وبه نام پاسداری از اصول بسیار تحقیر شده است حائز کمال اهمیت است.

اگزیستانسیالیسم هم ظاهرا برای جبران کردن این تحقیر زاده شده است.اما چون این فرزند بی خون قرن بیستم نه مادری سالم داشته،نه پرستاری کاردان ونه آموزگاری بخرد ونه محیطی سالم،چنان موجودی ناقص الخلقه خود نیز تحقیری بر تحقیر های بشریت افزوده است.چرا که این فلسفه زاده قرنی است گناه آلود وبی اعتنا به اخلاق.قرنی که نیمه ای ستم وسبکباری وگسیختگی است ونیمه ای درهم ریختن،سوزاندن وبا شتاب بنیاد نهادن.وآنچه در این میان مایه دلبستگی فلسفه ای بشری است ،بنیاد نهادن است واندیشه را با تعهد االتزام همراه کردن.به هرحال قرن بیستم به قرن تضادها نام گرفته است:قرن نادانی وقرن دانایی،روزگار فقر وروزگار ثروت،دوران امید ودوران نا امیدی.

قرن نادانی بدان سبب که حتی هنوز هم در بسیاری از بلاد وکشورها  کثیری از مردمان به ساده ترین حق خود آشنایی ندارند وبه حقوق کودکان یعنی مظلوم ترین وبی گناه ترین وآسیب پذیرترین قشر اجتماع ستم می شود،ومحیط سالم وسازگار برای رشد وپرورش ندارند.در محیط آموزشی به روی آنان گازهای سمی نیتروژن سمپاشی می گردد.از طرفی دیگر در کشور های توسعه یافته که جلوه گاه فروزش وتابشفلسفه قرن نوزدهم بود مردمی با یقه های اتو کشیده،وکفش های واکس زده،وکراوات زده،به آسانی،به زیر درفش دیکتاتورهاجمع شدند ودستی خون آلود،از انسان شکوهمند عروسک هایی ساخت که بسیار آسان به نوای طبل وشیپور،برای کشتن انسان واز پای در آوردن او نرون آسا،به میدان های کشتار گسیل شدند.بدینسان در آثار سارتر ،همه چا رهبران،مردمی دغل وخونخوار وحیله گرند وسایرین گوسفند های نجیب یا عروسک های منجمد.اما در عین حال قرن بیستم قرن دانایی است،زیرا پیشرفت پر شتاب دانش ها،بسیاری از راز های جهانی را گشوده است وانسان بر طبیعت واجتماع بینا ومسلط تر شده است.چرا که در قرن نوزدهم جز از خانه خود خبر نداشتیم ولی امروز می دانیم که همین دیروز در دور جایها،قومی متمدن هزاران نفر را ،هزاران بشر را در روز روشن در گونی پیچیدند وبه دریا رختند.ودرمیان کارخانه های چدن ریزی وپولاد گدازی،کوره های آدم سوزی وگولاگ ها وآشویتس ها سر کشید وآنجا که قرار بود دیکتاتوری مصلحتی کوتاه باشد ،چنان به درازا کشید که ریشه بخشی از معنویات را آتش کشد وسوزاند.وبه قول  صاحب نفثه المصدور :چه می گویم واز این گفته خود چه می جویم وبه قول حافظ:

زتند باد حوادث نمی توان دیدن                           در این چمن که گلی بوده است یا سمنی

از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت            عجب که بوی  گلی هست و رنگ یا سمنی

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط امین اله بخشی مشکول 01/12/13:: 9:20 صبح     |     () نظر

به گزارش دفتر نشر وتولید آثارفرهنگی امین اله بخشی مشکول ،سعدی پژوه،در دومین سخنرانی خود در کنفرانس بین المللی مطالعات زبان وادبیات،تاریخ وفرهنگ در دانشکده ابن سینای گرجستان درباره ضرورت توجه به فضایل اخلاقی در عصر ماشینیسم سخن می گوید.امین اله بخشی مشکول در مقاله ومتن سخنرانی خود که به تحلیل فضایل اخلاقی سعدی پرداخته است دنیای بدون توجه به فضایل اخلاقی را دنیای تاریکی ها وسیاهی ها می خواند.درچنین دنیایی عدالت از زندگی مردمان وجوامع رخت بر بسته است.امین اله بخشی مشکول دنیای بدون توجه به اخلاقیات را دنیایی پر از ظلم ستم وتبه کاری ها وبی بندوباری ها توصیف می کند که در چنین دنیایی انسان بی هیچ دغدغه ای ندای درونی خود را نادیده می گیرد ورسول باطنی خود را که همان عقل سلیم وفطرت پاک و وجدان اوست در زیر پای خود لگد کوب می کند.البته چنین دنیایی بی شباهت به آن چه که در مکتب های جدید سیاسی به نیهیلیسم معروف است ،نیست.در چنین دنیایی البته همه نیکی ها وجوانمردی ها که مردمان صد سال پیش به آن مجهز بودند رخت بر بسته وتنها چراغ نیم سوزی از آن باقی مانده است که وظیفه انسان امروزی نگه داشتن آن چراغ افروخته نیم سوز است.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط امین اله بخشی مشکول 01/12/12:: 12:29 عصر     |     () نظر
<   <<   11   12   13   14   15   >>   >